حرف های بزرگ از آدم های بزرگ
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت: 17:19
| حرف های بزرگ از آدم های بزرگ |
|
|
ای انسان! اگر نمی توانی اقیانوس باشی، دریا باش، اگر نه رودخانه باش واگر نمی نتوانی رودخانه باشی نهری كوچك باش، اما هیچ گاه مرداب نباش. نهری باش جاری، زلال و مهربان و با جوشش زیبایت زندگی را به همه هدیه كن چون وقتی حركت می كنی هم زنده ای و هم به دیگران زندگی می دهی ، سبزه های كنار نهر را دیده ای چه زیبا چشم را نوازش می دهند و ماورای پروانه های لطیف و زیبا هستند، این ها به خاطر سخاوت و مهربانی نهر كوچك اما جاری است، پس تو هم با الهام از این رود كوچك جاری شو و بدان خدا در همه حال با توست. عفو كردن خطا، انتقام ملایمی است. "دیل كارنگی" محبت رابه دل دادن صفای سینه می خواهد به یاد دیگران بودن دل بی كینه می خواهد اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خداوند مهربان هست او جانشین تمام نداشتن های من است. "شریعتی" هشیار باش خلقت عالم زبهرتوست غیر از خدا هر آنچهكه خواهی شكست توست خدایا مرا از این فاجعه پلید «مصلحت پرستی» مصون بدار تا به رعایت مصلحت، حقیقت را ذبح نكنم. "شهید چمران" عشق، حیرت و گریز و بی تابی یك دور افتاده است؛ برای پیوستن نالهی نی خشك و بریده و غربت در آرزوی بازگشت به نیستان
|
|
+| نويسنده :هادی حسین پور
|
معلم پاي تخته داد ميزد...
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت: 17:18
| معلم پاي تخته داد ميزد... |
|
|
|
معلم پاي تخته داد ميزد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زير پوششي از گرد پنهان بود ولي آخر کلاسيها لواشک بين خود تقسيم مي کردند وان يکي در گوشه اي ديگر جوانان را ورق ميزد براي اينکه بيخود هاي و هو مي کرد و با آن شور بي پايان تساويهاي جبري را نشان ميداد با خطي خوانا بر روي تخته اي کز ظلمتي تاريک غمگين بود. تساوي را چنين بنوشت : يک با يک برابر است ... از ميان شاگردان يکي برخاست هميشه يک نفر بايد برخيزد ...
به آرامي سخن سر داد تساوي اشتباهي فاحش و محض است نگاه بچه ها وانگه به يک سو خيره گشت معلم مات بر جا ماند و او پرسيد : اگر يک فرد انسان واحد يک بود آيا باز يک با يک برابر بود ؟ سکوت موحشي بود و سئوالي سخت معلم خشمگين فرياد زد : آري برابر بود ... و او با پوز خندي گفت : اگر يک فرد انسان واحد يک بود ان که زور و زر به دامن داشت بالا بود وانکه قلبي پاک و فاقد زر داشت پايين بود اگر يک فرد انسان واحد يک بود آن که صورت نقره گون چون قرص مه مي داشت بالا بود آن سيه چرده که مينا بيد پايين بود .... اگر يک فردانسان واحد يک بود اين تساوي زير و رو مي شد . حال مي پرسم اگر يک با يک برابر بود نان و مال مفت خواران از کجا آماده مي گرديد ؟ يا چه کس ديوار چين را بنا مي کرد؟ يک اگر با يک برابر بود پس چه کس پشتش زير بار فقر خم ميشد يا که زير ضربت شلاق له مي شد ؟ يک اگر با يک برابر بود پس چه کس آزادگان را در قفس مي کرد ؟ معلم ناله آسا گفت : بچه ها در جزوه هاي خويش بنويسيد : يک با يک برابر نيست ....
خسرو گلسرخي |
|
+| نويسنده :هادی حسین پور
|
متن کامل تفسیرنور
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت: 17:3
|
+| نويسنده :هادی حسین پور
|
مرگ بر آمریکا
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت: 16:53
مرگ بر آمریکا
|
+| نويسنده :هادی حسین پور
|
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ساعت: 16:52

حتما این نوشته را در ادامه مطلب
تا آخر بخون
|
+| نويسنده :هادی حسین پور
|
تاريخ : یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت: 17:6
|
+| نويسنده :هادی حسین پور
|
تاريخ : یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت: 17:3
|
+| نويسنده :هادی حسین پور
|
تاريخ : یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت: 16:58
|
+| نويسنده :هادی حسین پور
|
تاريخ : یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت: 16:39
|
+| نويسنده :هادی حسین پور
|
طرح های مهدوی
تاريخ : یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت: 16:31
|
+| نويسنده :هادی حسین پور
|
آخرین نوشته ها
آرشيو وبلاگ